آیا خداوند بیرحم است؟ پاسخی به رنج

وقتی کودکی بیمار میشود، وقتی دعایی سالها بیپاسخ میماند، وقتی انسان بیگناه زیر ظلم خرد میشود، سؤال «آیا خداوند بیرحم است؟» از دل آدم بیرون میزند. این سؤال نشانهٔ بیایمانی سطحی نیست. گاهی فریاد ایمان زخمی است. کتاب مقدس درد انسان را کوچک نمیکند. ایوب، داوود، ارمیا و شاگردان مسیح با ترس، اشک و سردرگمی نزد خدا ایستادند. پاسخ مسیحی هم با انکار درد شروع نمیشود. با نگاه کردن به شخصیت خدا در کلام او و در چهرهٔ عیسی مسیح شروع میشود. خداوند بیرحم نیست. او قدوس، عادل، صبور و رحیم است. مشکل ما معمولاً از جایی شروع میشود که رحمت خدا را با آسانگیری، و عدالت خدا را با سنگدلی اشتباه میگیریم.
چرا انسان خدا را بیرحم تصور میکند؟
این تصور معمولاً از برخورد میان رنج و انتظار ما از محبت خدا شکل میگیرد. ما دوست داریم محبت خدا را در امنیت، سلامتی، موفقیت و پاسخ فوری ببینیم. وقتی زندگی از این مسیر نمیرود، ذهن دنبال توضیح میگردد.
گاهی این پرسش از یک تجربهٔ شخصی میآید. مرگ عزیز، بیماری طولانی، خیانت، فقر، مهاجرت سخت، تنهایی یا دعایی که ظاهراً هیچ پاسخی نگرفته است.
گاهی هم از خواندن بخشهای دشوار کتاب مقدس میآید. طوفان نوح، داوری بر سدوم، بلاهای مصر، جنگهای عهد عتیق و سخنان عیسی دربارهٔ داوری ابدی برای بسیاری از خوانندگان سنگین است.
کتاب مقدس به ما اجازه میدهد این سنگینی را حس کنیم. داوود میگوید: «ای خداوند، تا به کی مرا فراموش خواهی کرد؟ آیا تا ابد؟» (مزمور ۱۳:۱). این آیه نشان میدهد دعا همیشه با آرامش مرتب و جملههای کامل گفته نمیشود.
ایمان واقعی میتواند با اشک حرف بزند.
مسئله این است که درد، تنها منبع شناخت ما از خدا نشود. درد واقعی است، ولی نگاه ما در زمان درد محدود میشود. انسان در رنج، بخش کوچکی از داستان را میبیند. خدا تمام آن را میبیند.
این حرف درد را حذف نمیکند. فقط ما را از داوری شتابزده دربارهٔ شخصیت خدا نگه میدارد.
کتاب مقدس خدا را چگونه معرفی میکند؟
خدا در کتاب مقدس خودش را بیاعتنا، عصبی یا سنگدل معرفی نمیکند. وقتی خدا نام و شخصیت خود را بر موسی آشکار میکند، میفرماید: «یهوه، یهوه، خدای رحیم و رئوف و دیرخشم و کثیر احسان و وفا» (خروج ۳۴:۶).
این معرفی بسیار مهم است. خدا پیش از سخن گفتن از داوری، از رحمت، رأفت، صبر و وفاداری خود سخن میگوید.
آیهٔ بعد نشان میدهد که خدا گناه را بیاهمیت نمیشمارد (خروج ۳۴:۷). رحمت خدا به معنای بیتفاوتی نسبت به شر نیست. اگر خدا نسبت به قتل، دروغ، بتپرستی، تجاوز، خیانت و ظلم بیتفاوت بود، قربانیان شر را تنها میگذاشت.
عدالت خدا برای ظالم ترسناک است. برای مظلوم خبر امید است.
وقتی کتاب مقدس میگوید خدا داوری میکند، یعنی تاریخ به دست زورمندان رها نشده است. هیچ اشکی از نگاه خدا پنهان نمیماند. هیچ ظلمی برای همیشه بیپاسخ نمیماند.
با این حال، خدا از نابودی انسان لذت نمیبرد. در کتاب حزقیال آمده است: «آیا من هرگز از مردن شریر مسرور میباشم؟» (حزقیال ۱۸:۲۳). قلب خدا در این آیه پیداست. او انسان را به بازگشت دعوت میکند.
در عهد جدید، عیسی همین حقیقت را با وضوح بیشتری نشان میدهد. او بیماران را لمس میکند، گناهکاران توبهکار را میپذیرد، کودکان را نزد خود میخواند و کنار قبر ایلعازر گریه میکند (یوحنا ۱۱:۳۵).
عیسی تصویر کامل خداست. پولس مینویسد مسیح «صورت خدای نادیده» است (کولسیان ۱:۱۵). برای شناخت قلب خدا، باید به مسیح نگاه کنیم.
آیا داوری خدا نشانهٔ بیرحمی است؟
داوری خدا برای ذهن مدرن سخت است، چون ما معمولاً محبت را با پذیرش بیقید و شرط هر رفتار یکی میگیریم. کتاب مقدس چنین محبتی را تعلیم نمیدهد.
محبت واقعی با شر کنار نمیآید. پدر و مادری که نابودی فرزندشان را میبینند و هیچ واکنشی نشان نمیدهند، مهربان نیستند. قاضیای که قاتل را آزاد میکند و نامش را رحمت میگذارد، عادل نیست.
خدا چون محبت است، با شر مقابله میکند. چون انسان را آفریده و دوست دارد، گناه را جدی میگیرد. گناه در کتاب مقدس فقط شکستن یک قانون مذهبی نیست. گناه شورش علیه خدا، تخریب رابطهها و زخمی کردن جان انسان است.
داوری خدا واکنش قدوسانهٔ او به شر واقعی است. این داوری از هوس انتقام نمیآید. از پاکی، عدالت و حقیقت او میآید.
البته این حقیقت برای خود ما هم سخت است. ما داوری خدا را دربارهٔ ظلم دیگران راحتتر میپذیریم. وقتی نور خدا بر دل خودمان میتابد، ناگهان نیاز خود را به رحمت میبینیم.
پولس مینویسد: «زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا قاصر میباشند» (رومیان ۳:۲۳). هیچ انسانی در برابر قدوسیت خدا پروندهٔ پاک ندارد.
پس مسئلهٔ اصلی این است: خدایی قدوس چگونه گناهکاران را میبخشد و عدالت خود را حفظ میکند؟
پاسخ در صلیب مسیح است. خدا گناه را نادیده نمیگیرد. پسر خدا بار گناه را بر خود میگیرد.
لکن خدا محبت خود را در ما ثابت میکند از این که هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد
رومیان ۵:۸
صلیب نشان میدهد که خدا از دور دربارهٔ رنج انسان حرف نمیزند. او در مسیح وارد رنج میشود. خیانت، بیعدالتی، شکنجه، تنهایی و مرگ را تجربه میکند. خدای صلیب، خدای بیرحم نیست.
چرا خدا اجازه میدهد رنج ادامه پیدا کند؟
این پرسش از سختترین پرسشهای ایمان است. پاسخهای کوتاه و آماده معمولاً به درد کسی که در سوگ یا بیماری است نمیخورند.
کتاب مقدس همهٔ علتهای رنج را برای ما توضیح نمیدهد. گاهی رنج نتیجهٔ گناه خود انسان است. گاهی از گناه دیگران میآید. گاهی از زندگی در جهانی شکسته میآید. گاهی علت دقیق آن برای ما پنهان میماند.
کتاب ایوب این موضوع را جدی میگیرد. دوستان ایوب برای رنج او توضیح فوری میسازند و او را متهم میکنند. خدا در پایان کتاب نگاه آنان را تأیید نمیکند (ایوب ۴۲:۷).
هر رنجی مجازات مستقیم یک گناه خاص نیست.
عیسی هم همین را میگوید. وقتی شاگردان دربارهٔ مرد نابینا میپرسند چه کسی گناه کرده، او یا والدینش، عیسی پاسخ میدهد:
نه این شخص گناه کرده و نه والدین او
یوحنا ۹:۳
این سخن برای کسانی که زیر بار احساس گناه کاذب خرد شدهاند، بسیار مهم است. بعضی زخمها با توضیحهای غلط مذهبی عمیقتر میشوند.
با این همه، کتاب مقدس میگوید رنج از دست خدا خارج نیست. پولس مینویسد: «همه چیز برای خیریت کسانی که خدا را دوست میدارند با هم در کار میباشد» (رومیان ۸:۲۸).
این آیه نمیگوید همه چیز خوب است. سرطان خوب نیست. مرگ خوب نیست. خیانت خوب نیست. ظلم خوب نیست. آیه میگوید خدا در میان همهٔ اینها برای خیریت قوم خود کار میکند.
گاهی خدا غرور ما را میشکند. گاهی ما را از وابستگیهای پنهان آزاد میکند. گاهی چشم ما را به درد دیگران باز میکند. گاهی ایمان ما را از شعار به اعتماد واقعی میرساند.
این توضیحها رنج را زیبا نمیکنند. فقط نشان میدهند رنج حرف آخر را نمیزند.
امید مسیحی به آیندهای واقعی گره خورده است. مکاشفه وعده میدهد که خدا «هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد» (مکاشفه ۲۱:۴). این وعده هنوز به طور کامل تحقق نیافته، ولی پایان داستان خدا را نشان میدهد.
خشم خدا را چگونه باید فهمید؟
خشم خدا با خشم آلودهٔ انسان فرق دارد. خشم انسانی اغلب با غرور، عجله، کینه و خودخواهی مخلوط است. خشم خدا پاک، عادلانه و درست است.
خدا نسبت به شر بیحس نیست. قاچاق انسان، کودکآزاری، دروغ، جنگ، فساد، خیانت و بتپرستی در نظر او کوچک نیستند. جهانی که در آن خدا هرگز خشمگین نمیشود، جهان امنی برای قربانیان نیست.
خشم خدا روی دیگر قدوسیت اوست. او حیات را دوست دارد، پس با آنچه حیات را نابود میکند مقابله میکند.
در عین حال، خدا در خشم خود عجول نیست. پطرس مینویسد «خدا دیرغضب است بر شما و نمیخواهد که کسی هلاک گردد، بلکه همه به توبه گرایند» (دوم پطرس ۳:۹).
صبر خدا فرصت بازگشت است. هر روزی که انسان هنوز نفس میکشد، دعوتی برای توبه و اعتماد به مسیح پیش روی اوست.
ما گاهی تأخیر خدا را با بیتفاوتی اشتباه میگیریم. چون داوری فوراً نمیآید، فکر میکنیم خدا نمیبیند. کتاب مقدس چیز دیگری میگوید: خدا میبیند، صبر میکند، هشدار میدهد و در زمان درست داوری میکند.
این حقیقت هم هشدار است و هم امید. هشدار، چون گناه کوچک نیست. امید، چون در توبه هنوز باز است.
عیسی چه چیزی دربارهٔ رحمت خدا نشان میدهد؟
عیسی با زندگی خود نشان میدهد رحمت خدا واقعی، عمیق و پاک است. او با گناه سازش نمیکند، ولی دل شکسته را خرد نمیکند.
زنی که در گناه گرفتار شده بود، نزد عیسی با تحقیر نهایی روبهرو نشد. عیسی او را به زندگی تازه فراخواند (یوحنا ۸:۱ تا ۱۱).
زکی باجگیر، پس از دیدار با عیسی، مسیر زندگی خود را تغییر داد و آماده شد خسارت مردم را جبران کند (لوقا ۱۹:۱ تا ۱۰). رحمت مسیح او را سبکسر نکرد. او را توبهکار کرد.
پطرس، پس از انکار مسیح، کنار گذاشته نشد. عیسی او را بازگرداند و به خدمت خواند (یوحنا ۲۱:۱۵ تا ۱۹).
این برخوردها نشان میدهند رحمت خدا احساسات سطحی نیست. رحمت خدا انسان را میبخشد، بلند میکند و تغییر میدهد.
عیسی کنار قبر ایلعازر گریه کرد (یوحنا ۱۱:۳۵). او میدانست ایلعازر را زنده خواهد کرد، با این حال در برابر اندوه انسان اشک ریخت. این آیه کوتاه، نگاه ما به خدا را اصلاح میکند. خدا نسبت به درد انسان سرد نیست.
اوج این رحمت در صلیب دیده میشود. عیسی برای کسانی که او را میکشتند دعا کرد: «ای پدر، اینها را بیامرز، زیرا که نمیدانند چه میکنند» (لوقا ۲۳:۳۴).
چنین دعایی از قلب بیرحم بیرون نمیآید.
رستاخیز مسیح هم پاسخ خدا به مرگ است. اگر مرگ پایان نهایی بود، رنج انسان تاریک میماند. قیام مسیح نشان داد که خدا بر مرگ قدرت دارد و کسانی را که به مسیح تعلق دارند، به حیات تازه میرساند.
وقتی دعا بیپاسخ میماند، خدا کجاست؟
دعای بیپاسخ میتواند ایمان را به لرزه بیندازد. انسان دعا میکند، منتظر میماند، دوباره دعا میکند و باز چیزی تغییر نمیکند.
مزامیر پر از این تجربه است. «تا به کی؟» یکی از صادقانهترین دعاهای کتاب مقدس است. خدا از صداقت فرزندانش نمیترسد.
سکوت خدا همیشه نشانهٔ دوری او نیست. در زندگی یوسف، سالها خیانت، بردگی و زندان دیده میشود. خدا آشکارا توضیح نمیدهد، ولی در پایان معلوم میشود که او حتی از شرارت انسانها برای حفظ جان بسیاری استفاده کرده است (پیدایش ۵۰:۲۰).
در داستان ایلعازر هم تأخیر عیسی دردناک بود. مریم و مارتا هر دو با اندوه گفتند اگر عیسی زودتر آمده بود، برادرشان نمیمرد (یوحنا ۱۱:۲۱، ۳۲). عیسی آنان را سرزنش نکرد. او گریست و سپس قدرت خود را بر مرگ نشان داد.
دعا فقط راه گرفتن پاسخهای فوری نیست. دعا ماندن در حضور پدر است. گاهی خدا وضعیت را تغییر میدهد. گاهی دل انسان را در همان وضعیت نگه میدارد. گاهی هر دو را انجام میدهد، در زمانی که ما انتخاب نکردهایم.
برای کسی که اکنون در درد است، حضور خدا ممکن است بسیار آرام و بیصدا باشد. یک آیه. یک دوست امین. نیرویی برای یک روز دیگر. اشکی که بالاخره جاری میشود.
اینها کوچک نیستند.
ترس سالم از خدا با تصویر بیرحمانه چه فرقی دارد؟
کتاب مقدس از ترس خدا به عنوان آغاز حکمت یاد میکند (امثال ۹:۱۰). این ترس، وحشت بردهوار از موجودی غیرقابل اعتماد نیست. ترس خدا یعنی شناخت عظمت، قدوسیت و اقتدار او.
تصویر بیرحمانه از خدا انسان را به پنهانکاری، یأس و فرار میکشاند. ترس سالم از خدا انسان را به توبه، اعتماد و پرستش میرساند.
اگر تصور شما از خدا همیشه با شرم فلجکننده، اضطراب و حس طردشدگی همراه است، باید آن تصویر را با انجیل بسنجید. در مسیح، ایماندار روح بندگی دریافت نکرده است، بلکه روح پسرخواندگی دارد و خدا را پدر میخواند (رومیان ۸:۱۵).
فیض خدا انسان را سبکسر نمیکند. پولس میپرسد: «آیا در گناه بمانیم تا فیض افزون گردد؟ حاشا» (رومیان ۶:۱ تا ۲). رحمت واقعی دل را نرم میکند و زندگی را به سوی اطاعت میبرد.
خدا پدر قدوس است. میبخشد، تربیت میکند، هشدار میدهد و بازمیگرداند. تربیت او گاهی درد دارد، ولی از محبت میآید (عبرانیان ۱۲:۶).
ایمان بالغ با همین خدا زندگی میکند: خدایی که از عظمت او میلرزیم و به رحمت او نزدیک میشویم.
اگر هنوز خدا را بیرحم احساس میکنید
احساس خود را پنهان نکنید. با خدا صادق باشید. دعا میتواند با همین جمله شروع شود: «خداوندا، من نمیفهمم.»
بعد به انجیلها برگردید. رفتار عیسی با بیماران، گناهکاران، داغداران، کودکان، دشمنان و شاگردان شکستخورده را بخوانید. شناخت خدا باید از مسیح شکل بگیرد.
با یک مسیحی بالغ و قابل اعتماد صحبت کنید. تنهایی، تصویرهای غلط از خدا را بزرگتر میکند. گفتوگو با کسی که هم کتاب مقدس را میشناسد و هم درد انسان را جدی میگیرد، میتواند کمک کند.
اگر تصویر شما از خدا از سوء استفادهٔ مذهبی، تحقیر، کنترل یا تعلیم غلط آمده است، آن زخم را جدی بگیرید. هر صدایی که نام خدا را برای خرد کردن انسان، خاموش کردن قربانی یا کنترل وجدان به کار میبرد، صدای مسیح نیست.
مسیح مردم را به حقیقت و توبه دعوت میکند. او خردشدگان را زیر پا له نمیکند.
نتیجهگیری
خداوند بیرحم نیست. او قدوس است، پس با شر سازش نمیکند. او رحیم است، پس گناهکاران را به توبه و حیات دعوت میکند. او در مسیح وارد رنج انسان شد، بر صلیب جان داد و با قیام خود نشان داد که مرگ پایان کار نیست.
همهٔ جزئیات رنج برای ما روشن نیست. شخصیت خدا در عیسی مسیح روشن است.
اگر این پرسش هنوز در دل شما زنده است، انجیل یوحنا فصل ۱۱ را بخوانید. ببینید مسیح چگونه کنار قبر میگرید و سپس مرگ را به عقب میراند.
یک قدم عملی
امروز ۱۵ دقیقه برای خواندن یوحنا ۱۱ وقت بگذارید. بعد فقط یک دعا بکنید: «خداوندا، کمکم کن تو را در چهرهٔ مسیح درست ببینم.»
پرسشهای متداول
خیر. کتاب مقدس یک خدا را معرفی میکند. در عهد عتیق رحمت، صبر و وفاداری خدا بارها دیده میشود و در عهد جدید هم عیسی دربارهٔ توبه و داوری جدی سخن میگوید. تفاوت در وضوح مکاشفه است: در مسیح، عدالت و رحمت خدا با روشنایی کامل دیده میشود.
خیر. کتاب ایوب و سخنان عیسی در یوحنا ۹ نشان میدهد که نباید هر رنجی را به یک گناه خاص نسبت داد. بعضی رنجها از جهان شکسته، گناه دیگران یا علتهایی میآید که برای ما آشکار نیست. خدا میتواند در همان رنج، کار نجاتبخش انجام دهد.
داوری خدا نشان میدهد شر در جهان بیپاسخ نمیماند. محبت خدا نسبت به قربانیان، با بیتفاوتی نسبت به ظلم سازگار نیست. خدا هم راه توبه را باز کرده و هم وعده داده که عدالت نهایی برقرار خواهد شد.
وسوسهٔ شک در زمان رنج برای بسیاری از ایمانداران رخ میدهد. کتاب مقدس ما را دعوت میکند شک، ترس و اندوه خود را صادقانه نزد خدا ببریم. خطر اصلی زمانی است که شک به تلخی پایدار و دوری از خدا تبدیل شود.
انجیلها را با دقت بخوانید و به رفتار عیسی نگاه کنید. برخورد او با بیماران، گناهکاران توبهکار، داغداران و شاگردان شکستخورده قلب خدا را نشان میدهد. دعا کنید خدا تصویرهای غلط را اصلاح کند و شما را در حقیقت انجیل آرام سازد.



