آیا مسیحیان باید شریعت موسی را رعایت کنند؟ پاسخ کتاب مقدس

یکی از پرسشهایی که بسیاری از جویندگان حقیقت دربارهٔ مسیحیت مطرح میکنند این است که آیا مسیحیان باید از شریعت موسی پیروی کنند یا نه. در کتاب مقدس بخش بزرگی از عهد عتیق به احکامی اختصاص دارد که خدا از طریق موسی به قوم اسرائیل داد. این احکام جنبههای مختلف زندگی را در بر میگرفتند و شامل قوانین مذهبی، اجتماعی و اخلاقی بودند. به همین دلیل برای بسیاری از افراد این سؤال پیش میآید که اگر این قوانین از سوی خدا داده شدهاند، چرا مسیحیان امروز همهٔ آنها را رعایت نمیکنند.
این پرسش به ویژه زمانی مطرح میشود که کسی برای نخستین بار کتاب مقدس را مطالعه میکند. او در بخشهایی از تورات با دستوراتی دربارهٔ قربانیها، خوراکها، روزهای مقدس یا قوانین خاص اجتماعی روبهرو میشود. سپس وقتی به عهد جدید میرسد، میبیند که زندگی مسیحیان به گونهای دیگر توصیف شده است. همین تفاوت میتواند این تصور را ایجاد کند که مسیحیان شریعت موسی را کنار گذاشتهاند.
اما برای درک درست این موضوع باید کل پیام کتاب مقدس را در نظر گرفت. شریعت موسی نقش مهمی در تاریخ نجات دارد و درک آن برای فهم بهتر تعلیم عیسی مسیح و پیام انجیل ضروری است. در عین حال، عهد جدید توضیح میدهد که شریعت چه هدفی داشت و رابطهٔ آن با ایمان به مسیح چیست.
در این نوشته به بررسی بخشهای گوناگون کتاب مقدس خواهیم پرداخت تا به این پرسش پاسخ دهیم که آیا مسیحیان باید شریعت موسی را رعایت کنند. همچنین خواهیم دید که شریعت چه جایگاهی در تاریخ قوم خدا داشته است و ایمانداران امروز چگونه باید رابطهٔ خود را با آن درک کنند.
شریعت موسی چیست
برای پاسخ دادن به این پرسش که آیا مسیحیان باید شریعت موسی را رعایت کنند، ابتدا باید بدانیم شریعت موسی دقیقاً به چه معناست. در کتاب مقدس اصطلاح «شریعت» معمولاً به مجموعه فرمانها و دستوراتی اشاره دارد که خدا از طریق موسی به قوم اسرائیل داد. این احکام در بخشهای آغازین کتاب مقدس، به ویژه در کتابهای خروج، لاویان، اعداد و تثنیه ثبت شدهاند.
خدا این شریعت را پس از خروج قوم اسرائیل از مصر به آنان داد تا زندگی آنها را هدایت کند. در واقع شریعت چارچوبی برای رابطهٔ قوم با خدا و همچنین برای نظم یافتن زندگی اجتماعی آنان فراهم میکرد. بسیاری از این احکام به پرستش خدا مربوط میشدند، برخی به روابط میان مردم و برخی دیگر به مسائل مربوط به پاکی مذهبی و آیینهای عبادت.
بنابراین وقتی در کتاب مقدس از «شریعت موسی» سخن گفته میشود، منظور تنها چند فرمان محدود نیست، بلکه مجموعهای گسترده از قوانین است که جنبههای مختلف زندگی قوم اسرائیل را در بر میگرفت. این شریعت نقش مهمی در تاریخ قوم خدا داشت و برای قرنها اساس زندگی دینی و اجتماعی آنان محسوب میشد.
در عین حال، برای درک بهتر این شریعت لازم است بدانیم که همهٔ احکام آن از یک نوع نبودند. برخی از آنها اصول اخلاقی بودند، برخی به آیینهای مذهبی مربوط میشدند و برخی دیگر برای ادارهٔ جامعهٔ اسرائیل در آن زمان داده شده بودند.
شریعت در عهد عتیق
در عهد عتیق شریعت موسی جایگاه بسیار مهمی دارد. زمانی که خدا قوم اسرائیل را از بردگی مصر رهایی داد، آنان را به سوی کوه سینا هدایت کرد. در آنجا خدا با قوم عهد بست و شریعت خود را به آنان داد. این شریعت نشانهٔ رابطهٔ خاص میان خدا و قوم اسرائیل بود.
برای مثال، ده فرمان که در کتاب خروج ثبت شدهاند، بخشی از این شریعت هستند. این فرمانها اصول بنیادی رابطهٔ انسان با خدا و با دیگران را بیان میکنند. در کنار این فرمانها، احکام فراوان دیگری نیز داده شد که به موضوعاتی مانند قربانیها، کاهنان، جشنهای مذهبی، قوانین خوراکی و همچنین مسائل اجتماعی میپرداختند.
به این ترتیب شریعت نه تنها راهنمای پرستش خدا بود، بلکه زندگی روزمرهٔ قوم را نیز شکل میداد. اسرائیلیان با پیروی از این احکام نشان میدادند که قوم خدا هستند و میخواهند مطابق ارادهٔ او زندگی کنند.
بخشهای مختلف شریعت موسی
برای فهم بهتر شریعت، بسیاری از مفسران کتاب مقدس احکام آن را در سه دستهٔ اصلی توضیح میدهند.
نخست احکام اخلاقی هستند. این احکام اصولی را بیان میکنند که به رفتار درست انسان مربوط میشوند. فرمانهایی مانند دروغ نگفتن، دزدی نکردن، احترام به والدین و پرستش نکردن خدایان دیگر در این دسته قرار میگیرند.
دوم احکام آیینی یا مذهبی هستند. این قوانین به عبادت در معبد، قربانیها، پاکی مذهبی، خوراکها و جشنهای دینی مربوط میشدند. هدف این احکام این بود که پرستش خدا به شکلی مقدس و منظم انجام شود.
سوم احکام مدنی هستند. این قوانین برای ادارهٔ جامعهٔ اسرائیل داده شده بودند و موضوعاتی مانند داوریها، مجازاتها و روابط اجتماعی را در بر میگرفتند.
شناخت این تفاوتها کمک میکند تا در ادامه بهتر بفهمیم که در عهد جدید چه تغییری در رابطهٔ ایمانداران با شریعت موسی به وجود آمده است.
هدف شریعت در کتاب مقدس
برای درک جایگاه شریعت موسی لازم است بدانیم که خدا این شریعت را با چه هدفی به قوم اسرائیل داد. گاهی تصور میشود که هدف اصلی شریعت این بود که انسان از طریق انجام دقیق آن بتواند نجات پیدا کند. اما وقتی کل پیام کتاب مقدس را بررسی میکنیم، روشن میشود که شریعت نقش دیگری نیز داشته است.
شریعت بخشی از برنامهٔ خدا در تاریخ نجات بود. این شریعت به قوم اسرائیل کمک میکرد تا زندگی خود را مطابق ارادهٔ خدا شکل دهند و همچنین آنها را آماده میکرد تا پیام کامل نجات را در آینده بهتر درک کنند. به همین دلیل شریعت نه تنها مجموعهای از قوانین، بلکه بخشی از تعلیم الهی برای هدایت قوم خدا بود.
در واقع شریعت مانند معلمی بود که انسان را به سوی شناخت عمیقتر خدا و درک نیاز خود به رحمت و نجات هدایت میکرد.
شریعت برای هدایت قوم اسرائیل
خدا قوم اسرائیل را از میان ملتها برگزید تا قوم خاص او باشند. پس از رهایی از مصر، این قوم نیاز داشتند که یاد بگیرند چگونه به عنوان قوم خدا زندگی کنند. شریعت موسی راهنمایی برای این زندگی بود.
این شریعت به اسرائیلیان میآموخت که خدا مقدس است و قوم او نیز باید زندگی مقدسی داشته باشند. بسیاری از احکام دربارهٔ پرستش خدا، پاکی مذهبی و نحوهٔ نزدیک شدن به حضور خدا بود. این قوانین به مردم یادآوری میکردند که رابطه با خدا امری جدی و مقدس است.
از سوی دیگر، شریعت به تنظیم روابط اجتماعی نیز کمک میکرد. قوانینی دربارهٔ عدالت، رفتار با فقیران، امانت داری و مسئولیتهای اجتماعی وجود داشت که هدف آنها ایجاد جامعهای عادلانه و منظم بود.
به این ترتیب شریعت به قوم اسرائیل کمک میکرد تا هم در رابطهٔ خود با خدا و هم در رابطهٔ خود با دیگران به درستی زندگی کنند.
شریعت و شناخت گناه
یکی از مهمترین نقشهای شریعت این بود که انسان را نسبت به گناه آگاه کند. زمانی که احکام خدا بیان میشوند، انسان بهتر میتواند تشخیص دهد که چه چیزی درست است و چه چیزی نادرست.
بدون وجود شریعت، بسیاری از خطاها ممکن است برای انسان عادی یا قابل قبول به نظر برسند. اما شریعت معیار روشنی از ارادهٔ خدا ارائه میدهد. وقتی انسان با این معیار روبهرو میشود، متوجه میشود که تا چه اندازه از خواست خدا فاصله دارد.
به همین دلیل در نوشتههای عهد جدید توضیح داده میشود که شریعت انسان را با واقعیت گناه روبهرو میکند. این آگاهی باعث میشود انسان به نیاز خود برای بخشش و نجات پی ببرد.
در نتیجه شریعت تنها مجموعهای از قوانین نبود، بلکه ابزاری بود که خدا از آن برای آشکار کردن حقیقت دربارهٔ انسان و هدایت او به سوی نجات استفاده کرد.
تعلیم عیسی دربارهٔ شریعت
برای درک درست رابطهٔ مسیحیان با شریعت موسی، ضروری است که به تعلیم عیسی مسیح دربارهٔ شریعت توجه کنیم. عیسی در زمانهای زندگی میکرد که شریعت بخش مرکزی زندگی مذهبی یهودیان بود. رهبران مذهبی آن دوران تأکید زیادی بر رعایت دقیق احکام داشتند و بسیاری از سنتها و تفاسیر انسانی نیز به آن افزوده شده بود.
در چنین فضایی، تعلیم عیسی دربارهٔ شریعت اهمیت ویژهای پیدا میکند. او نه تنها دربارهٔ شریعت سخن گفت، بلکه معنای عمیقتر آن را نیز آشکار کرد. سخنان و اعمال او نشان میدهد که شریعت جایگاه مهمی در برنامهٔ خدا دارد، اما در عین حال باید به درستی فهمیده شود.
عیسی و تحقق شریعت
در یکی از معروفترین تعلیمات خود، عیسی دربارهٔ رابطهٔ خود با شریعت سخن گفت. او تأکید کرد که آمدنش به معنای از میان بردن شریعت نیست. بلکه هدف او تحقق کامل آن بود.
این سخن نشان میدهد که شریعت در برنامهٔ خدا نقش مهمی داشته است. بسیاری از بخشهای شریعت و نوشتههای پیامبران به گونهای به آینده اشاره میکردند و مردم را برای رویدادهای بزرگتر در طرح نجات خدا آماده میساختند. با آمدن عیسی، بسیاری از این وعدهها و نشانهها به تحقق رسیدند.
برای نمونه، نظام قربانیها در شریعت به مسئلهٔ بخشش گناهان اشاره میکرد. قربانیها به مردم یادآوری میکردند که گناه نیاز به کفاره دارد. در پیام انجیل توضیح داده میشود که مرگ عیسی بر صلیب معنای کامل این حقیقت را آشکار کرد و راه نجات را برای انسان فراهم ساخت.
به همین دلیل بسیاری از مسیحیان باور دارند که در شخص و کار عیسی، هدف عمیق شریعت آشکار شد.
تفاوت میان ظاهر شریعت و روح شریعت
یکی از ویژگیهای مهم تعلیم عیسی این بود که او توجه مردم را از ظاهر شریعت به معنای درونی آن هدایت میکرد. در زمان او برخی از رهبران مذهبی بیشتر بر رعایت ظاهری قوانین تمرکز داشتند، در حالی که عیسی بر تغییر قلب انسان تأکید میکرد.
برای مثال، در تعلیمات او دیده میشود که مسئله تنها انجام یا انجام ندادن یک عمل نیست، بلکه انگیزه و حالت درونی انسان نیز اهمیت دارد. به این ترتیب عیسی نشان داد که هدف شریعت تنها تنظیم رفتار بیرونی انسان نیست، بلکه دعوت انسان به زندگیای است که از دل و نیت درست سرچشمه میگیرد.
این رویکرد باعث شد که بسیاری از مردم معنای عمیقتر شریعت را درک کنند. عیسی نشان داد که جوهر شریعت در محبت به خدا و محبت به دیگران خلاصه میشود. وقتی انسان با چنین محبتی زندگی میکند، در واقع روح شریعت را تحقق میبخشد.
نقش شریعت در تعلیم رسولان
پس از گسترش پیام انجیل در میان ملتهای مختلف، رسولان در نوشتهها و تعلیمات خود بیشتر دربارهٔ رابطهٔ میان شریعت و ایمان سخن گفتند. آنها تلاش کردند به ایمانداران کمک کنند تا درک درستی از جایگاه شریعت در زندگی مسیحی داشته باشند. در میان این نوشتهها، نامههای رسولان به ویژه توضیح میدهند که شریعت چه نقشی در طرح نجات خدا داشته است و زندگی تازهٔ ایمانداران چگونه شکل میگیرد.
رسولان تأکید کردند که ایمان به مسیح راه نجات انسان است. در عین حال، آنها نشان دادند که شریعت همچنان اهمیت آموزشی و اخلاقی دارد و به انسان کمک میکند تا ارادهٔ خدا را بهتر بشناسد.
شریعت و فیض در نوشتههای پولس
در نامههای پولس رسول توضیحهای گستردهای دربارهٔ شریعت و فیض دیده میشود. پولس که خود پیش از ایمان آوردن به مسیح با دقت از شریعت پیروی میکرد، پس از ایمان آوردن به مسیح به درک تازهای از نقش شریعت رسید.
او توضیح میدهد که انسان از طریق انجام اعمال شریعت نمیتواند عادل شمرده شود. دلیل این امر آن است که هیچ انسانی قادر نیست شریعت را به طور کامل اجرا کند. به همین دلیل پولس مینویسد:
«زیرا هیچکس نمیتواند با انجام احکام شریعت، در نظر خدا عادل شمرده شود. شریعت فقط نشان میدهد که تا چه حد گناهکاریم.»
رومیان ۳:۲۰
در جای دیگری نیز تأکید میکند که انسان از راه ایمان عادل شمرده میشود و نه از طریق اجرای شریعت:
«بنابراین، ما بهواسطۀ ایمان عادل شمرده شدهایم، نه به واسطۀ اطاعت از شریعت»
رومیان ۳:۲۸
این سخنان نشان میدهد که نجات هدیهای از سوی خدا است. انسان نمیتواند با تلاش برای اجرای کامل شریعت خود را نجات دهد، بلکه نجات از طریق ایمان به مسیح و فیض خدا به انسان عطا میشود.
با این حال، پولس شریعت را بی ارزش نمیداند. او توضیح میدهد که شریعت انسان را نسبت به گناه آگاه میکند و به او نشان میدهد که تا چه اندازه به رحمت و بخشش خدا نیاز دارد.
زندگی تازه در مسیح
رسولان همچنین توضیح میدهند که ایمان به مسیح تنها یک اعتقاد ذهنی نیست، بلکه آغاز زندگی تازهای است. کسی که به مسیح ایمان میآورد وارد رابطهای تازه با خدا میشود و زندگی او دگرگون میگردد.
در این زندگی تازه، هدایت اصلی از سوی روح خدا انجام میشود. ایمانداران فراخوانده شدهاند تا مطابق ارادهٔ خدا زندگی کنند و محبت، عدالت و قدوسیت را در زندگی خود نشان دهند.
به این ترتیب، اگرچه مسیحیان برای نجات وابسته به اجرای شریعت موسی نیستند، اما همچنان دعوت شدهاند تا زندگی درست و خداپسندانه داشته باشند. اصول اخلاقی که در شریعت بیان شدهاند میتوانند همچنان به عنوان راهنمایی برای رفتار درست مورد توجه قرار گیرند.
آیا مسیحیان امروز باید شریعت موسی را رعایت کنند
پس از بررسی تعلیم عیسی و نوشتههای رسولان، اکنون میتوانیم به پرسش اصلی مقاله بازگردیم. پاسخ کتاب مقدس نشان میدهد که رابطهٔ مسیحیان با شریعت موسی همانند رابطهٔ قوم اسرائیل در عهد عتیق نیست.
در عهد جدید تأکید میشود که نجات انسان از طریق ایمان به عیسی مسیح و به واسطهٔ فیض خدا عطا میشود، نه از طریق اجرای شریعت. پولس رسول این حقیقت را چنین بیان میکند:
«بهخوبی میدانیم که انسان با اجرای احکام شریعت، هرگز در نظر خدا پاک و بیگناه به حساب نخواهد آمد، بلکه فقط با ایمان به عیسی مسیح. بنابراین، ما نیز به مسیح عیسی ایمان آوردیم، تا از این راه مورد قبول خدا واقع شویم، نه از راه انجام شریعت یهود. زیرا هیچکس هرگز با حفظ احکام شریعت، نجات و رستگاری نخواهد یافت.»
غلاطیان ۲:۱۶
این آیه نشان میدهد که اجرای شریعت راه نجات نیست. نجات هدیهای است که خدا از طریق ایمان به مسیح به انسان میبخشد. به همین دلیل ایمانداران برای نجات وابسته به اجرای کامل شریعت موسی نیستند.
با این حال، این موضوع به معنای بی اهمیت بودن شریعت نیست. شریعت همچنان به انسان کمک میکند تا ارادهٔ خدا را بهتر بشناسد و معنای زندگی درست را درک کند.
احکام آیینی و مدنی
بخش قابل توجهی از شریعت موسی به آیینهای مذهبی قوم اسرائیل مربوط میشد. این احکام شامل قربانیها، قوانین خوراکی، طهارت مذهبی و جشنهای خاص بودند. این قوانین نقش مهمی در زندگی دینی قوم اسرائیل داشتند و آنان را برای پرستش خدا آماده میکردند.
اما در عهد جدید توضیح داده میشود که بسیاری از این آیینها به واقعیتی بزرگتر اشاره میکردند که در مسیح آشکار شد. برای مثال نظام قربانیها به مسئلهٔ بخشش گناهان اشاره داشت. با مرگ و قیام عیسی مسیح، معنای کامل این حقیقت آشکار شد و راه آشتی انسان با خدا فراهم گردید. به همین دلیل بسیاری از این احکام آیینی دیگر به همان شکل گذشته اجرا نمیشوند. آنها هدف خود را در طرح نجات خدا انجام دادهاند.
اصول اخلاقی شریعت موسی
در کنار احکام آیینی و مدنی، شریعت شامل اصول اخلاقی مهمی نیز بود. این اصول به رفتار درست انسان مربوط میشوند و در بخشهایی مانند ده فرمان دیده میشوند.
در تعلیمات عیسی نیز اهمیت این اصول تأیید شده است. او نشان داد که جوهر شریعت در محبت خلاصه میشود. عیسی تعلیم داد که بزرگترین فرمان محبت به خدا و محبت به دیگران است.
این اصل نشان میدهد که هدف نهایی شریعت هدایت انسان به سوی زندگیای است که با محبت، عدالت و وفاداری به خدا همراه باشد. به همین دلیل بسیاری از مسیحیان باور دارند که اصول اخلاقی شریعت همچنان برای زندگی مسیحی اهمیت دارند، هرچند شکل اجرای برخی از قوانین عهد عتیق تغییر کرده است.
تفاوت میان شریعت موسی و فیض
یکی از موضوعات مهم در درک رابطهٔ مسیحیان با شریعت موسی، فهم تفاوت میان شریعت و فیض است. در کتاب مقدس شریعت و فیض در تقابل با یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه هر کدام نقشی در طرح نجات خدا دارند. شریعت به انسان نشان میدهد که ارادهٔ خدا چیست و انسان تا چه اندازه از آن فاصله دارد، اما فیض راهی است که خدا برای نجات انسان فراهم کرده است.
شریعت معیار عدالت خدا را آشکار میکند. وقتی انسان با این معیار روبهرو میشود، متوجه میشود که با توانایی خود نمیتواند کاملاً مطابق آن زندگی کند. به همین دلیل پیام انجیل اعلام میکند که خدا از روی محبت و رحمت خود راه نجات را برای انسان فراهم کرده است.
در نامههای رسولان بارها تأکید میشود که نجات نتیجهٔ تلاش انسان برای اجرای کامل شریعت نیست، بلکه هدیهای از سوی خدا است. برای نمونه در نامهٔ افسسیان چنین نوشته شده است:
«زیرا بهواسطۀ فیض است که نجات یافتهاید، از طریق ایمان – و این را نمیتوانید به حساب خود بگذارید، چرا که هدیهای است از جانب خدا. نجات پاداش اعمال نیک ما نیست، و از این رو، هیچکس نمیتواند به سبب آن به خود ببالد.»
افسسیان ۲: ۸-۹
این آیات نشان میدهند که نجات نتیجهٔ محبت خدا است. انسان با ایمان به مسیح این هدیه را دریافت میکند، نه با تکیه بر اعمال خود.
در عین حال، عهد جدید توضیح میدهد که شریعت نقش آموزشی نیز داشته است. پولس رسول دربارهٔ این نقش چنین مینویسد:
«اجازه بدهید این مطلب را طور دیگری شرح دهم: شریعت همچون دایهای بود که از ما مراقبت میکرد تا زمانی که مسیح بیاید و ما را از راه ایمان، مقبول خدا سازد.»
غلاطیان ۳:۲۴
به این ترتیب شریعت انسان را آماده میکند تا نیاز خود به نجات را درک کند و به سوی مسیح هدایت شود.
از سوی دیگر، ایمان به مسیح به معنای زندگی بدون مسئولیت اخلاقی نیست. ایمانداران دعوت شدهاند تا زندگی تازهای داشته باشند که در آن ارادهٔ خدا را دنبال کنند. اما این زندگی تازه نتیجهٔ نجات است، نه شرط به دست آوردن آن.
پولس در این باره مینویسد:
«پس گناه دیگر ارباب شما نیست، زیرا اکنون دیگر در قید شریعت نیستید تا گناه شما را اسیر خود سازد بلکه به فیض و لطف خدا از قید آن آزاد شدهاید.»
رومیان ۶:۱۴
این سخن نشان میدهد که زندگی مسیحی بر پایهٔ رابطهای تازه با خدا شکل میگیرد. ایمانداران دیگر تنها با مجموعهای از قوانین هدایت نمیشوند، بلکه با فیض خدا و هدایت روح او زندگی میکنند.
نتیجه گیری
با بررسی بخشهای مختلف کتاب مقدس میتوان دید که شریعت موسی نقش مهمی در تاریخ قوم خدا داشته است. این شریعت به قوم اسرائیل داده شد تا زندگی آنان را هدایت کند، آنان را از ارادهٔ خدا آگاه سازد و معیار روشنی برای تشخیص گناه ارائه دهد. از این طریق شریعت به مردم کمک میکرد تا قدوسیت خدا را بهتر درک کنند و اهمیت زندگی درست را بشناسند.
با این حال، عهد جدید توضیح میدهد که شریعت هدف نهایی برنامهٔ نجات نبود. تعلیم عیسی مسیح و نوشتههای رسولان نشان میدهد که شریعت انسان را آماده میکرد تا پیام کامل نجات را در مسیح درک کند. به همین دلیل عیسی اعلام کرد که برای از میان بردن شریعت نیامده، بلکه برای تحقق آن آمده است.
در نتیجه، مسیحیان امروز برای نجات وابسته به اجرای شریعت موسی نیستند. نجات هدیهای است که خدا از طریق ایمان به عیسی مسیح و به واسطهٔ فیض خود به انسان میبخشد. در عین حال، اصول اخلاقی که در شریعت بیان شدهاند همچنان اهمیت دارند، زیرا این اصول ارادهٔ خدا برای زندگی درست را نشان میدهند.
به این ترتیب، رابطهٔ مسیحیان با شریعت را میتوان چنین خلاصه کرد: شریعت انسان را به سوی شناخت گناه هدایت میکند و او را برای درک پیام نجات آماده میسازد، اما نجات واقعی از طریق ایمان به مسیح و زندگی تازهای که خدا به انسان میبخشد به دست میآید.
درک این حقیقت کمک میکند تا پیام اصلی کتاب مقدس روشنتر دیده شود: خدا در محبت خود راهی برای آشتی انسان با خود فراهم کرده است و این راه در عیسی مسیح آشکار شده است.
پرسش و پاسخ (FAQ)
ده فرمان بخشی از شریعت موسی هستند و اصول مهمی دربارهٔ رابطهٔ انسان با خدا و با دیگران بیان میکنند. بسیاری از مسیحیان باور دارند که این فرمانها همچنان اهمیت اخلاقی دارند، زیرا اصولی مانند پرستش خدای یگانه، احترام به والدین، راستگویی و پرهیز از ظلم در آنها بیان شده است. این اصول با تعلیمات عیسی دربارهٔ محبت به خدا و محبت به دیگران نیز هماهنگ هستند.
بخش زیادی از قوانین عهد عتیق به آیینهای مذهبی قوم اسرائیل، قربانیها، قوانین خوراکی و ساختار اجتماعی آن قوم مربوط میشد. این قوانین در چارچوب زندگی قوم اسرائیل در آن زمان معنا داشتند. در عهد جدید توضیح داده میشود که بسیاری از این احکام به واقعیتهایی اشاره میکردند که در مسیح آشکار شدند، به همین دلیل مسیحیان آنها را به همان شکل گذشته اجرا نمیکنند.
شریعت معیار عدالت خدا را نشان میدهد و انسان را نسبت به گناه آگاه میکند. اما پیام انجیل اعلام میکند که خدا راه نجات را برای انسان فراهم کرده است. در انجیل گفته میشود که انسان از طریق ایمان به عیسی مسیح عادل شمرده میشود و از طریق فیض خدا زندگی تازهای دریافت میکند.



