وقتی خدا به کمک می‌آید: پیام روحانی و قدرت الهی در مزمور ۱۸

آمار بازدید:1,160

مزمور ۱۸ یکی از سروده‌های داوود است که در آن، او روزی را ستایش می‌کند که «خداوند او را از دست تمام دشمنانش و دستان شائول رهایی بخشید». این مزمور یکی از طولانی‌ترین مزامیر بوده و در آن، داوود با زبان ستایش‌آمیز، خدا را برای رهایی از خطر مرگ و تهدید دشمنان می‌ستاید. همین مزمور با تفاوتی اندک در باب ۲۲ کتاب دوم سموئیل نیز آمده و این هم‌پوشانی نشان از جایگاه و اهمیت خاص آن در متون مقدس دارد.

در مرکز این مزمور، اعترافی سرشار از ایمان و شناخت از صفات خداوند دیده می‌شود:

«خویشتن را با رحیم، رحیم می‌نمایی، و با مرد کامل، خود را کامل می‌نمایی» (آیهٔ ۲۵).

این سروده با ستایش خدا آغاز می‌شود (آیات ۱ تا ۶) و با همان لحن پرشور و محبت‌بار به پایان می‌رسد (آیات ۴۶ تا ۵۰). محتوای این ستایش‌ها سرشار از شکرگزاری است؛ زیرا داوود به روشنی دیده است که چگونه خداوند او را از چنگال مرگ و دست دشمنان بیرون کشیده است. شادی نهفته در این سروده از پیروزی‌هایی نشأت می‌گیرد که نه‌فقط به سود داوود، بلکه به سود قوم خداوند بوده‌اند؛ پیروزی‌هایی که قدرت خدا را آشکار و علنی ساخته‌اند.

رابطه وفاداری داوود و پاسخ محبت آمیز خدا

بخش مرکزی مزمور (آیات ۲۰ تا ۲۹) تمرکز خاصی بر وفاداری میان داوود و خدا دارد. داوود، با اشاره به صداقت قلبی و خدمت در راستی، خود را وفادار به خداوند می‌داند (در ادامه به چالش‌هایی که این ادعا را احاطه کرده‌اند، خواهیم پرداخت). در مقابل، خدا نیز وفاداری داوود را بی‌پاسخ نگذاشته و به او وفادار مانده است. پیش و پس از این بخش مرکزی، دو بخش دیگر از مزمور روایت‌هایی از نجات الهی را در خود دارند (آیات ۷ تا ۱۹ و ۳۰ تا ۴۵). هر یک از این بخش‌ها جنبه‌ای متفاوت از نجات و وفاداری خداوند را بازتاب می‌دهند. آیات ۷ تا ۱۹ بیشتر بر اقدام مستقیم خدا در نجات داوود تمرکز دارد، در حالی که آیات ۳۰ تا ۴۵ موفقیت‌های داوود را به تصویر می‌کشند؛ موفقیت‌هایی که به وضوح نتیجهٔ عمل‌کردن خدا از طریق او هستند.

با توجه به این ساختار سه‌لایه، اکنون زمان آن رسیده که به برخی نکات مهم و عمیق در این مزمور نگاهی تازه بیفکنیم.

آیا داوود می‌تواند ادعای بی‌عیبی کند؟

یکی از پرسش‌هایی که در دلِ این مزمور به‌روشنی مطرح می‌شود، این است که داوود چگونه می‌تواند از بی‌عیبی سخن بگوید؟ آیا ادعای او مبنی بر زندگیِ درستکارانه و بدون لغزش، با واقعیتِ زندگی‌اش هم‌خوانی دارد؟ در مزامیر، ادعای بی‌عیبی مضمون رایجی است، اما در این مزمور، داوود آن را با تأکیدی خاص بیان می‌کند:

«ای خداوند، مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نموده‌ام و بر خداوند توکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید. ای خداوند مرا امتحان کن و مرا بیازما. باطن و قلب مرا مصفّی گردان. زیرا که رحمت تو در مد نظر من است و در راستی تو رفتار نموده‌ام؛ با مردان باطل ننشسته‌ام و با منافقین داخل نخواهم شد.» (آیات ۱ تا ۴)

با توجه به شناختی که از زندگی داوود داریم، چنین ادعایی در نگاه اول ممکن است تعجب‌برانگیز باشد. او نه‌تنها مرتکب زنا شد، بلکه دستور قتل نیز صادر کرد. بنابراین، چگونه می‌توان چنین شخصی را «بی‌عیب» نامید؟ پاسخ این پرسش در نوع نگاهی‌ است که مزمور نویس نسبت به وفاداری و توبه دارد.

تفاوت توبه‌کار و شریر از نگاه داوود

داوود، با همهٔ لغزش‌ها و سقوط‌هایش، قلبی سرسپرده و ثابت‌قدم نسبت به خداوند داشت. او وقتی از سوی ناتان، پیامبر خدا، با گناهانش مواجه شد، از موضع دفاع یا انکار وارد نشد، بلکه با قلبی شکسته توبه کرد. این توبه نه‌تنها لحظه‌ای احساسی نبود، بلکه بخشی عمیق از سیر روحانی زندگی او بود. داوود در مزامیر نادمانه‌ای همچون مزمور ۳۲ و ۵۱، این توبهٔ صادقانه را با تمام وجود ابراز می‌کند.

با در نظر گرفتن این زمینه، درک سخن داوود آسان‌تر می‌شود. او کمال اخلاقیِ مطلق را ادعا نمی‌کند. بلکه خود به‌خوبی می‌داند که هیچ انسانی توان ایستادگی کامل در برابر عدالت الهی را ندارد، آن‌گونه که در جای دیگری اعتراف می‌کند:

«بر بندهٔ خود به محاکمه درمیا، زیرا زنده‌ای نیست که به حضور تو عادل شمرده شود.»

مزمور ۱۴۳: ۲

پس وقتی داوود از بی‌عیبی سخن می‌گوید، منظور او کمالی نسبی در چارچوب وفاداری به عهد خداست. او در مقایسه با کسانی که از خدا و پادشاهِ برگزیده‌اش نفرت داشتند و به عمد راه شرارت را می‌پیمودند، مدعی صداقت و وفاداری خود است. این ادعا، نه برای اثبات استحقاق، بلکه برای نشان دادن تأثیر فیض خدا در زندگی‌اش است.

فیض خدا پشت هر پیروزی داوود بود

در واقع، داوود کسی بود که خدا را دوست داشت و در پی اطاعت از شریعت او بود. وقتی گناه می‌کرد، آن را انکار نمی‌کرد و از آن لذت نمی‌برد، بلکه برایش رنج‌آور و دردناک بود و مشتاق بازگشت و توبه بود. او می‌خواست از نو با خداوند راه برود و زندگی‌ای خداپسندانه داشته باشد. برعکس، کسانی که دل به شرارت سپرده‌اند، از خداوند و شریعت او روی می‌گردانند و هدف‌شان صدمه رساندن به دیگران و پیروی از امیال خویش است.

در این مزمور، داوود هرگز نمی‌گوید که درستکاری‌اش لطف خدا را برایش خریده است. بلکه تأکید می‌کند که خداوند بود که او را وارد عهد خود کرد و کمالی را که دارد، عطای فیض الهی است. او با صراحت اعلام می‌کند:

«کمر مرا به قوت بسته و راه‌های مرا کامل گردانیده است.» (آیهٔ ۳۲)

در همین راستا، او خود را به خداوند متعلق می‌داند؛ کسی که با ایمان و وفاداری به دنبالش رفته و می‌داند که از جانب او رحمت دریافت خواهد کرد. خداوندْ آن‌که متکبر و خودپسند است را فرو می‌کوبد، اما بر فروتنان رحمت می‌آورد:

«زیرا قوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را به زیر خواهی انداخت.» (آیهٔ ۲۷)

از نگاه داوود، تمام نیروی او از خداست:

«خداوند قوت من است.» (آیهٔ ۱)

و اعتماد او، همواره بر یاری خدا تکیه دارد:

«بر خداوند توکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید.» (مزمور ۲۶: ۱)

بنابراین، داوود می‌داند که آنچه خدا برای او انجام داده، بر پایهٔ شایستگی او نبوده، بلکه نتیجهٔ انتخاب محبت‌آمیز خداست:

«مرا نجات داد، زیرا که در من رغبت می‌داشت.» (آیهٔ ۱۹)

مسیح در مرکز مزمور: تحقق کامل وعده‌ها

اگرچه داوود خود این مزمور را سروده و تمام حق را برای گفتن چنین سخنانی داشته، اما تأمل بیشتر بر ساختار و مفاهیم آن، ذهن انسان را فراتر از داوود می‌برد؛ به‌سوی کسی که کامل‌تر، بی‌عیب‌تر و بزرگ‌تر از اوست. این سروده، همان‌قدر که به داوود تعلق دارد، به عیسی مسیح نیز وابسته است؛ مسیحی که در همه چیز بی‌گناه بود و به‌راستی نمونهٔ اعلیٔ انسانِ کامل و مورد رضایت خدا.

پولس رسول در رسالهٔ خود به رومیان، دقیقاً به همین مزمور اشاره می‌کند و آن را دربارهٔ عیسی تفسیر می‌نماید:

زیرا می‌گویم عیسای مسیح خادم ختنه گردید به جهت راستی خدا تا وعده‌‌های اجداد را ثابت گرداند، و تا امت‌ها خدا را تمجید نمایند به سبب رحمت او، چنانکه مکتوب است که: “از این جهت تو را در میان امت‌ها اقرار خواهم کرد و به نام تو تسبیح خواهم خواند”.

رومیان ۱۵: ۸-۹

پولس در این آیه، مستقیماً از مزمور ۱۸: ۴۹ نقل‌قول می‌کند و به‌روشنی نشان می‌دهد که این مزمور فقط یک سرود دربارهٔ نجات شخصی داوود نیست. بلکه در معنایی وسیع‌تر، نجاتی را اعلام می‌کند که به‌واسطهٔ شخصِ عیسی مسیح به امت‌ها خواهد رسید. پولس این حقیقت را نه‌تنها برای تأیید رسالت مسیح، بلکه برای اثبات جهانی بودنِ رحمت خداوند به کار می‌برد.

به عبارت دیگر، هرچند داوود تجربهٔ نجات، یاری و پیروزی را داشته است، اما کمال نهایی‌ای که در این مزمور تصویر شده، تنها در شخص مسیح تجسم می‌یابد. حتی داوود نیز در نهایت، تنها در اتحاد با مسیح می‌تواند مدعی وفاداری کامل به عهد الهی باشد. این نگاه، انسجامی ژرف میان عهد عتیق و عهد جدید ایجاد می‌کند. آنچه داوود در قالب تجربهٔ شخصی‌اش از خدا می‌سراید، در مسیح معنا و تحقق نهایی پیدا می‌کند.

این درک، نه‌تنها به ما کمک می‌کند تا این مزمور را بهتر بفهمیم، بلکه نگاهی امیدبخش به‌ما می‌دهد. اگر مسیح آن کسی‌ است که وعده‌ها را به تمامی تحقق بخشیده، پس ما نیز می‌توانیم در پی او حرکت کنیم و در سختی‌ها و دشمنی‌ها، به همان خدایی توکل کنیم که نه‌فقط داوود را نجات داد، بلکه پسر خود را نیز از مرگ برخیزانید و بر تمامی قدرت‌ها پیروز ساخت.

خدایی که برای نجات فرود می‌آید

یکی از ویژگی‌های برجسته در مزمور ۱۸، تصویر فوق‌العادهٔ داوود از لحظه‌ای‌ست که خداوند برای نجات او وارد عمل می‌شود. آیات ۷ تا ۱۵ این مزمور، سرشار از تخیل شاعرانه و تجلی ایمان زندهٔ داوود است. در این بخش، داوود با الهامی الهی، تصویری را ترسیم می‌کند که نه‌تنها قدرت خدا را به نمایش می‌گذارد، بلکه عظمت و حضور مهیب او را در برابر دشمنانِ بنده‌اش آشکار می‌سازد.

داوود از یک استغاثه آغاز می‌کند:

«در تنگی خود، نزد خداوند خواندم و نزد خدای خود فریاد برآوردم. و آواز مرا از هیکل خود شنید و ناله‌ام به حضور وی داخل شده، به گوشش رسید.» (آیهٔ ۶)

این فریاد، لحظه‌ای محوری است. داوود در تنگی و خطر، نه به نیروی انسانی، بلکه به یاری الهی متوسل می‌شود. پاسخ خداوند، تنها یک عمل آرام و بی‌صدا نیست، بلکه زلزله‌ای است در جهانِ طبیعی و روحانی. داوود چنین توصیف می‌کند:

«آنگاه زمین متزلزل و مرتعش گردید، و بنیادهای کوه‌ها بلرزید و به‌سبب غضب او به جنبش آمد.» (آیهٔ ۷)

در ادامه، صحنه‌ای ترسیم می‌شود که یادآور تجلی حضور خداوند در کوه سیناست، اما حتی باشکوه‌تر و فراگیرتر. حضور خداوند مانند آتشی خروشان، ابرهایی سیاه و طوفانی، صدای رعد، تگرگ، برق و زلزله است:

«از بینی‌اش دود برآمد و آتشی از دهانش فرو گرفت؛ اخگرهای افروخته از آن افروخته شد. آسمان‌ها را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظ می‌بود. و بر کروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بال‌های باد طیران کرد.» (آیات ۸ تا ۱۰)

اینجا، خداوند نه‌تنها در مقام داور ظاهر می‌شود، بلکه همچون جنگاوری آسمانی، سوار بر کروبیان و باد، با شتاب به‌سوی یاریِ داوود می‌آید. توصیف‌ها همچنان ادامه دارد و با جزئیاتی شگفت‌انگیز، تمام طبیعت در خدمتِ ظهور و عدالت خداوند قرار می‌گیرد:

«تاریکی را پوشش خود گردانید؛ خیمهٔ گرداگرد او آب‌های تاریک و ابرهای غلیظ افلاک بود. از درخشندگی پیش روی او ابرهایش عبور کردند، یعنی تگرگ و اخگرهای آتش. خداوند در آسمان غرش کرد، و حضرت اعلی آواز خود را بلند نمود؛ یعنی تگرگ و اخگرهای آتش. تیرهای خود را انداخت و ایشان را پراکنده ساخت و برق‌های بسیار فرستاد و ایشان را مضطرب گردانید.» (آیات ۱۱ تا ۱۴)

خداوند، خالق آسمان‌ها و زمین، در پاسخ به دعای بنده‌اش، از جای خود برمی‌خیزد. زبانی که داوود به کار می‌برد، بی‌نهایت شاعرانه است اما در عین حال، واقعیتی روحانی را آشکار می‌کند: حضور خداوند، سهمگین است، لرزه بر تن دشمن می‌اندازد و نجات برای دوست می‌آورد.

و سرانجام، داوود این صحنه را چنین به اوج می‌رساند:

«آنگاه اعماقِ آب‌ها ظاهر شد، و بنیادهای جهان از توبیخ تو، ای خداوند، و از دمِ نفس‌های بینی تو مکشوف گشت.» (آیهٔ ۱۵)

این‌همه عظمت برای چیست؟ برای نجات یک نفر. این واقعیت، عظمت محبت خدا را نشان می‌دهد. خدایی که برای یک بندهٔ توبه‌کار و وفادار، آسمان را خم می‌کند، زمین را می‌لرزاند و قوای طبیعت را به خدمت می‌گیرد. چنین تصویری از خداوند، هم تأثیرگذار است و هم آرامش‌بخش؛ زیرا نشان می‌دهد که حتی اگر چشم ما چیزی نبیند، خداوند در پشت پردهٔ واقعیت‌های مرئی، با قدرت و اقتدار عمل می‌کند.

اما این صحنه کی در زندگی داوود اتفاق افتاده است؟ اگر به رویدادهای تاریخی نگاه کنیم، رویدادی با چنین جلوه‌هایی از قدرت طبیعی را در زندگی او نمی‌بینیم. این سکوت تاریخی، ما را به یک نتیجهٔ مهم می‌رساند: داوود در این‌جا از زبان شعر و ایمان بهره می‌گیرد. آن‌چه با چشمان جسمانی دیده نشده، با چشم دل و با ادراک روحانی دیده شده است.

توصیف داوود، واقعیتی را آشکار می‌کند که در بسیاری از موقعیت‌های کتاب‌مقدس نیز تکرار شده است: خداوند، حتی زمانی که به ظاهر خاموش است، به‌صورت فعال برای قومش کار می‌کند. حضور و کمک او همیشه دیده نمی‌شود، اما حقیقی است، وفادارانه است، و قدرتمند.

نکته‌ای که در قلب این مزمور قرار دارد و بارها در کتاب‌مقدس تکرار شده، این است که خداوند همیشه برای قوم خود کار می‌کند؛ حتی زمانی که چشمان ما قادر به دیدن آن نیستند. این حقیقت، به‌ویژه در توصیف داوود از عمل خدا در آیات ۷ تا ۱۵، با شدت و وضوح دیده می‌شود. هرچند این توصیف‌ها در ظاهر تصویری شاعرانه‌اند، اما حقیقتی عمیق‌تر را آشکار می‌کنند: خداوند، نجات‌دهنده‌ای فعال و حاضر است، نه غایب و بی‌تفاوت.

کمک الهی، حتی در سکوت و تاریکی

در سراسر کتاب‌مقدس، خدا بارها در پسِ صحنه ظاهر می‌شود؛ در زمانی که انسان احساس می‌کند تنها مانده، خدا در حال انجام کاری عظیم است. این نکته را به‌وضوح در داستان الیشع نبی مشاهده می‌کنیم. زمانی که او در شهر دوتان به‌نظر بی‌دفاع و در محاصرهٔ ارتش دشمن قرار داشت، خادمش وحشت‌زده شد. اما الیشع چنین پاسخ داد:

«مترس، زیرا آنانی که با مایند، از آنانی که با ایشانند بیشترند.» (دوم پادشاهان ۶: ۱۶)

و برای باز شدن چشم خادم دعا کرد:

«ای خداوند، چشمان او را بگشا تا ببیند.» پس خداوند چشمان خادم را گشود و او دید که اینک کوه‌های اطرافِ الیشع از سواران و ارابه‌های آتشین پر است.» (آیهٔ ۱۷)

در ظاهر، الیشع تنها بود، اما در واقع، لشکر آسمانی به حفاظت او آمده بود. این تصویر، با صحنهٔ مزمور ۱۸ کاملاً هماهنگ است. داوود از کمک‌هایی سخن می‌گوید که از دیدگان پنهان‌اند، اما در دلِ ایمان کاملاً مشهود.

نمونهٔ دیگر، در باغ جتسیمانی رخ می‌دهد؛ جایی که مسیح به‌ظاهر تنها و در حال دستگیری‌ست. پطرس با عجله شمشیر می‌کشد تا از استادش دفاع کند، اما عیسی با آرامش و اقتدار می‌گوید:

«شمشیر خود را غلاف کن، زیرا هر که شمشیر گیرد، به شمشیر هلاک گردد. آیا گمان می‌بری که نمی‌توانم الحال از پدر خود درخواست کنم که زیاده از دوازده فوج از ملائکه برای من حاضر سازد؟» (متی ۲۶: ۵۲-۵۳)

در این صحنه نیز، حقیقتی ژرف نهفته است. عیسی ضعیف نبود، بلکه تسلیم ارادهٔ پدر بود. ملائکه آمادهٔ مداخله بودند، اما او راه رنج و صلیب را برگزید تا ما نجات یابیم.

نجات خدا در وقت مقرر خواهد رسید

همین مزمور، در پایان، به ما یادآوری می‌کند که اگرچه ممکن است لحظه‌هایی باشد که فکر کنیم خدا خاموش است، اما او هرگز بی‌عمل نیست. همان خدایی که برای داوود زمین را لرزاند، در زندگی ما نیز حضور دارد و کار می‌کند. یوحنای رسول در عهد جدید این حقیقت را چنین خلاصه می‌کند:

«او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است.» (اول یوحنا ۴: ۴)

با این یقین، ما نیز می‌توانیم مثل داوود به خدا اعتماد کنیم، فریاد برآوریم، و منتظر کمک او بمانیم. زیرا وعدهٔ او پابرجاست، حضورش حقیقی است و نجاتش در وقت مناسب خواهد رسید.

پس بیاییم همان‌گونه که این مزمور آغاز شد، ما نیز خداوند را بپرستیم و برای رحمت، قدرت، و یاری او در زندگی‌مان، از صمیم دل سپاسگزار باشیم.

به اشتراک بگذارید:
sushyant
sushyant

من سوشیانت زوارزاده هستم در یک خانوادهٔ مسلمان به دنیا آمدم. پس از تحقیقات بسیار متوجه شدم که اسلام نه تنها یک دین حق نیست بلکه عامل گمراهی و تباهی انسان است. با افتخار اکنون یک مسیحی هستم. اما این من نبودم که مسیحیت را انتخاب کردم. این مسیح است که ما را انتخاب میکند (یوحنا ۱۵:۱۶). من وظیفهٔ خود می‌دانم تا به سخن عیسی مسیح عمل کنم و پیام انجیل را به مردم برسانم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایمان پارسی
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.