پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان درگذشت

در نخستین ساعات دوشنبه، ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، خبر درگذشت پاپ فرانسیس، رهبر روحانی بیش از ۱.۳ میلیارد کاتولیک در سراسر جهان، بسیاری را در اندوه فرو برد. درحالیکه جهان مسیحیت هنوز در فضای عید پاک به سر میبرد، خبر فقدان این چهره تأثیرگذار دینی، سیاسی و اخلاقی، بهسرعت در رسانههای جهانی منتشر شد و واکنشهایی گسترده از سوی رهبران مذهبی، سیاستمداران و مردم عادی را در پی داشت.
پاپ فرانسیس، که با نام اصلی خورخه ماریو برگولیو شناخته میشد، نخستین پاپ غیراروپایی پس از چندین قرن بود که در سال ۲۰۱۳ به عنوان رهبر واتیکان انتخاب شد. او همچنین نخستین پاپ اهل آمریکای لاتین و عضو فرقه یسوعیان در تاریخ کلیسا بهشمار میرفت. دوران رهبری او سرشار از تلاش برای اصلاحات درونکلیسایی، کاهش فاصله میان دین و اجتماع، و ترویج گفتوگو با دیگر ادیان بود.
زندگی پاپ فرانسیس، همانقدر که پر از سادگی و فروتنی بود، سرشار از تصمیمهای جسورانه در برابر مشکلات ساختاری کلیسا نیز بود. درگذشت او تنها پایان یک دوران نیست، بلکه نقطه عطفی در مسیر تحولات کلیسای کاتولیک در قرن ۲۱ بهحساب میآید.
نگاهی گذرا به واکنشهای اولیه درگذشت پاپ فرانسیس
تنها دقایقی پس از انتشار خبر رسمی درگذشت پاپ، پرچمهای واتیکان به حالت نیمهافراشته درآمدند و زنگهای کلیساهای بزرگ اروپا و آمریکای لاتین به صدا درآمدند. رهبران دینی جهان، از جمله اسقف اعظم کانتربری، دبیرکل شورای جهانی کلیساها، و شماری از رهبران مسلمان، یهودی و بودایی، پیامهای تسلیت خود را منتشر کردند. همچنین، شخصیتهای سیاسی مانند رئیسجمهور ایتالیا، رئیسجمهور آرژانتین، و دبیرکل سازمان ملل متحد، در پیامهایی جداگانه از خدمات انسانی، اخلاقی و صلحطلبانه پاپ فرانسیس تقدیر کردند.
واکنش کاربران در شبکههای اجتماعی نیز گسترده بود. با هشتگهایی مانند #PopeFrancis و #RIPPopeFrancis، میلیونها پیام در ساعات اولیه منتشر شد که همگی نشان از تأثیر ژرف این شخصیت روحانی بر دلهای مردم داشتند، حتی فراتر از مرزهای دین و مذهب.
بسیار خوب، در ادامه به سراغ بخش دوم مقاله میرویم:
از بوئنوس آیرس تا واتیکان – زندگی پاپ فرانسیس
پاپ فرانسیس با نام اصلی خورخه ماریو برگولیو، در تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۹۳۶ در شهر بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، در خانوادهای مهاجر و مذهبی چشم به جهان گشود. پدر او، ماریو برگولیو، یک راهآهنی ایتالیاییالاصل بود و مادرش، رجینا سیوری، خانهدار و مذهبی بود. او در میان پنج فرزند خانواده بزرگ شد و از کودکی به ارزشهای اخلاقی، معنویت و خدمت به دیگران علاقهمند بود.
دوران کودکی و جوانی خورخه ماریو برگولیو
خورخه ماریو در محلهای ساده و کارگری در بوئنوس آیرس بزرگ شد. او در نوجوانی علاقهمند به شیمی بود و در همین راستا، مدتی در رشته شیمی تحصیل کرد. اما پس از یک تجربه معنوی عمیق در دوران جوانی، مسیر زندگی او تغییر یافت و تصمیم گرفت وارد مدرسه دینی شود. در سال ۱۹۵۸ به فرقه یسوعیان (Society of Jesus) پیوست؛ فرقهای که به تعلیم، تفکر انتقادی، و فعالیتهای اجتماعی شناخته میشود.
در طول دوران تحصیل، زبانهای مختلفی از جمله ایتالیایی، لاتین، آلمانی و اسپانیایی را فراگرفت. این دانش زبانی بعدها به او در نقش جهانیاش بسیار کمک کرد.
ورود به سلک یسوعیان و مسیر روحانیت
برگولیو در سال ۱۹۶۹ به مقام کشیشی رسید و به سرعت در ساختار فرقه یسوعیان در آرژانتین رشد کرد. او در دهه ۱۹۷۰ در حالی که آرژانتین درگیر خشونت سیاسی و حکومت نظامی بود، مسئولیتهای سنگینی بر دوش گرفت. با وجود فشارهای سیاسی، تلاش کرد میان تعهد دینی و دفاع از حقوق مردم تعادلی ایجاد کند.
در سال ۱۹۹۲ به عنوان اسقف کمکی بوئنوس آیرس منصوب شد و در سال ۱۹۹۸ به عنوان اسقف اعظم این شهر برگزیده شد. در این دوره، به عنوان فردی فروتن و حامی فقرا شناخته شد؛ کسی که با وسایل عمومی تردد میکرد، در خانهای ساده زندگی میکرد و از تجملات کلیسایی دوری میجست.
انتخاب بهعنوان پاپ در سال ۲۰۱۳
پس از استعفای غیرمنتظره پاپ بندیکت شانزدهم در فوریه ۲۰۱۳، کاردینالها در جلسهای تاریخی در واتیکان جمع شدند تا رهبر جدید کلیسا را انتخاب کنند. در ۱۳ مارس ۲۰۱۳، کاردینال برگولیو در دور پنجم رأیگیری به عنوان پاپ فرانسیس انتخاب شد و به عنوان ۲۶۶مین پاپ کلیسای کاتولیک معرفی گردید.
انتخاب او نقطه عطفی تاریخی بود:
- نخستین پاپ از قاره آمریکای جنوبی
- نخستین پاپ عضو فرقه یسوعیان
- نخستین پاپی که نام خود را برگرفته از سنت فرانسیس آسیزی – نماد صلح، فقر و محبت – انتخاب کرد
انتخاب نام «فرانسیس» نشانگر مسیر و سبک رهبری او بود؛ مسیری که بر فروتنی، سادگی، حمایت از فقرا و گفتوگو با جهان تأکید داشت.
میراث اصلاحطلبانه پاپ فرانسیس
دوران رهبری پاپ فرانسیس، از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵، به عنوان یکی از دورههای پویای کلیسای کاتولیک شناخته میشود؛ دورهای که با تغییر نگرشهای ساختاری، تلاش برای شفافیت، نزدیکی بیشتر به محرومان، و افزایش تعامل با جهان همراه بود. او نه تنها بهدنبال اصلاح نهادهای کلیسایی بود، بلکه سعی کرد چهرهای مهربانتر، پاسخگوتر و قابلدرکتر از کلیسا در جهان معاصر ارائه دهد.
سادهزیستی و شفافیت مالی در واتیکان
از همان روزهای نخست پاپی، فرانسیس با انتخاب سبک زندگی ساده، پیام مشخصی به دنیای مسیحیت و خارج از آن داد. او در واتیکان از زندگی در کاخهای مجلل خودداری کرد و به جای آن، در خانهای معمولی برای کشیشان اقامت گزید. همچنین استفاده از ماشینهای گرانقیمت را کنار گذاشت و اغلب با خودروهای ساده رفتوآمد میکرد.
در کنار این انتخابهای شخصی، او برنامهای جدی برای مبارزه با فساد مالی و ایجاد شفافیت در سیستم اقتصادی واتیکان آغاز کرد. او نهادهای مالی واتیکان را ملزم به حسابرسی، گزارشدهی و انطباق با استانداردهای بینالمللی کرد. کمیسیونهای مستقلی برای بررسی سوءاستفادههای مالی و داراییهای پنهان ایجاد شد، که منجر به افشای برخی سوءمدیریتهای تاریخی نیز گردید.
موضعگیری درباره تغییرات اقلیمی، فقر و مهاجرت
پاپ فرانسیس فراتر از مرزهای مذهبی، خود را یک رهبر اخلاقی جهانی میدانست. در سال ۲۰۱۵، با انتشار سند تاریخی «Laudato Si’» (ستایش بر تو)، با صراحت از بحران اقلیمی به عنوان چالشی اخلاقی نام برد و وظیفه همگان، بهویژه سیاستمداران و صاحبان سرمایه، را برای حفظ زمین گوشزد کرد. این سند در سطح جهانی تأثیر زیادی داشت و در بسیاری از نشستهای بینالمللی محیطزیستی مورد استناد قرار گرفت.
او همچنین، پناهجویان و مهاجران را «قلب تپنده بشریت» میدانست و بارها از کشورهایی که سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی داشتند، انتقاد کرد. در سفرهایش به جزایر یونان، مرزهای مکزیک و کمپهای پناهجویان، تلاش کرد همبستگی انسانی را جایگزین بیتفاوتی سیاستزده کند.
از سوی دیگر، مبارزه با فقر همیشه از اولویتهای او بود. او ثروتگرایی افراطی را خطری برای روح انسانی میدانست و بارها از ثروتمندان خواست سهم بیشتری از دارایی خود را وقف فقرا کنند.
تعامل با اقلیتها و ادیان دیگر
یکی دیگر از ابعاد اصلاحی پاپ فرانسیس، گفتوگوی بینالادیان و پذیرش تنوع فرهنگی و دینی بود. او نخستین پاپی بود که:
- با امام اعظم الأزهر دیدار رسمی داشت و بیانیهای مشترک در مورد برادری انسانی امضا کرد
- در سفرهایش به کشورهای مسلماننشین مانند امارات، عراق و مراکش، پیام صلح و همزیستی دینی را به نمایش گذاشت
- در مورد یهودیان، بوداییان و حتی افراد بیدین، مواضعی احترامآمیز و باز داشت
در درون کلیسا نیز، او تلاش کرد اقلیتهای جنسی، طلاقگرفتگان و افراد حاشیهنشین را به آغوش کلیسا بازگرداند، هرچند این دیدگاهها با مقاومتهایی از سوی محافظهکاران روبرو شد.
نگاه پاپ فرانسیس به کلیسا و الهیات
در میان پاپهای معاصر، فرانسیس از معدود رهبرانی بود که نگاهش به دین نه صرفاً آیینی، بلکه عمیقاً اخلاقمحور، انسانی و معطوف به واقعیتهای روز بود. او از همان آغاز پاپی، تأکید کرد که کلیسا نباید صرفاً یک نهاد مذهبی باشد، بلکه باید همچون “بیمارستان صحرایی” برای زخمخوردگان روحی و اجتماعی عمل کند. این نگرش، بنیان دیدگاه الهیاتی و دینی او را شکل میداد؛ دیدگاهی که در تعامل میان سنت و نیازهای مدرن معنا مییافت.
تلاش برای مدرنسازی چهره کلیسا
فرانسیس با درک بحران مشروعیت و افت اعتماد عمومی به کلیسا، بهویژه در غرب، بهدنبال نوسازی چهره آن بود. او نه تنها ساختار اداری کلیسا را تغییر داد، بلکه زبان ارتباطی آن را نیز دگرگون کرد. در سخنرانیها و نوشتههایش، کمتر از عبارات سنگین دینی استفاده میکرد و بیشتر به زبانی ساده، انسانی و روایتمحور متوسل میشد.
او باور داشت که کلیسا باید «کمتر قضاوت کند و بیشتر گوش دهد»، و همین باور، پایه اصلاحاتی شد که در برخورد با مسائل خانوادگی، روابط جنسی، و تنوع فرهنگی و دینی پیادهسازی شد. به عنوان نمونه، در سند مهم “Amoris Laetitia” (شادی عشق)، او تأکید کرد که خانواده کامل و مقدس، تنها یک ایدهآل دستنیافتنی نیست، بلکه فرآیندی انسانی است که نیازمند همراهی و همدلی کلیساست.
برخورد با مسائل جنجالی مانند همجنسگرایی و طلاق
پاپ فرانسیس، برخلاف بسیاری از پیشینیان خود، در مواجهه با مسائل جنجالبرانگیزی همچون همجنسگرایی و طلاق، موضعی باز و انعطافپذیر اتخاذ کرد. جمله معروف او درباره افراد همجنسگرا — «اگر کسی با نیت خیر به دنبال خدا باشد، من کی هستم که قضاوتش کنم؟» — بازتاب گستردهای در جهان داشت و بسیاری آن را نشانه تحولی در لحن رسمی کلیسا دانستند.
در موضوع طلاق، او بارها تأکید کرد که باید بین آموزههای دینی و واقعیتهای انسانی تفاوت قائل شد. بسیاری از طلاقگرفتگان را افرادی درگیر رنج و فقدان میدانست که کلیسا نباید آنها را طرد کند. او در نشستهای اسقفی، از بازنگری در نحوه مشارکت طلاقگرفتگان در آیین عشای ربانی حمایت کرد، که البته با مخالفتهایی از جانب محافل محافظهکار روبهرو شد.
پاپ فرانسیس، گرچه هیچگاه آموزههای رسمی کلیسا را به شکل صریح تغییر نداد، اما با تغییر لحن، تأکید بر رحمت و انسانگرایی، و به چالش کشیدن قضاوتهای رایج، مسیر تازهای را برای الهیات معاصر کلیسای کاتولیک گشود.
پاپ فرانسیس درگذشت؛ جزئیات و واکنشها
در روز دوشنبه ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، واتیکان در بیانیهای رسمی اعلام کرد که پاپ فرانسیس، رهبر کلیسای کاتولیک، در سن ۸۸ سالگی دار فانی را وداع گفت. این خبر تنها ساعاتی پس از پایان مراسم عید پاک منتشر شد و با سرعت در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت. اگرچه سلامتی پاپ در ماههای پایانی زندگیاش چندین بار موضوع گمانهزنی رسانهها قرار گرفته بود، اما درگذشت او همچنان شوکهکننده و تأثربرانگیز بود.
علت مرگ و زمانبندی رویداد
بر اساس گزارش رسمی دفتر مطبوعاتی واتیکان، پاپ فرانسیس در خواب و در اقامتگاهش در «خانه سنت مارتا» واقع در محوطه واتیکان، بهطور طبیعی و بر اثر ایست قلبی درگذشت. او پیشتر نیز در ماههای پایانی ۲۰۲۴، به دلیل مشکلات تنفسی چند بار در بیمارستان بستری شده بود. پزشکان نزدیک به پاپ اعلام کردند که روند بیماری بهتدریج پیش رفته و در روزهای پایانی زندگیاش، او در آرامش کامل بوده است.
این خبر بلافاصله پس از تأیید رسمی، توسط زنگ کلیسای جامع سنت پیتر اعلام شد. پرچم واتیکان به حالت نیمهافراشته درآمد و زنگهای کلیساهای کاتولیک در سراسر جهان به احترام او به صدا درآمدند.
پیامها و سوگواری جهانی
با انتشار خبر، سیلی از پیامهای تسلیت از سوی شخصیتهای مذهبی، رهبران سیاسی، سازمانهای بینالمللی و مردم عادی به سوی واتیکان روانه شد. اسقف اعظم کانتربری، پاتریارک کلیسای ارتدکس، رهبران مسلمان و یهودی، و حتی دالایی لاما، از جمله کسانی بودند که از «شخصیتی فراتر از دین» و «رهبر گفتوگو و همدلی» سخن گفتند.
رئیسجمهور آرژانتین، کشور زادگاه پاپ، سه روز عزای عمومی اعلام کرد. سازمان ملل در بیانیهای او را «صدایی برای عدالت جهانی» توصیف کرد. در بسیاری از کشورها، به ویژه در آمریکای لاتین، مردم در خیابانها و کلیساها شمع روشن کردند و مراسم دعا برگزار شد.
در شبکههای اجتماعی، میلیونها پیام با هشتگهای #PopeFrancis و #RIPFrancis به اشتراک گذاشته شد. حتی افرادی که پیرو کاتولیک نبودند، از صلحطلبی، فروتنی و توجه پاپ به ارزشهای انسانی یاد کردند.
مراسم تشییع پاپ فرانسیس در واتیکان
در روز شنبه، ۲۶ آوریل ۲۰۲۵، میدان سنت پیتر واتیکان شاهد یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین مراسمهای خاکسپاری در تاریخ معاصر بود. پیکر پاپ فرانسیس، رهبر فروتن و مردمی کلیسای کاتولیک، با حضور هزاران تن از مردم، روحانیون، رهبران مذهبی جهان و مقامات سیاسی، در فضایی آکنده از سکوت، دعا و احترام، به خاک سپرده شد.
شرکتکنندگان و برنامه مراسم
مراسم رسمی تشییع توسط کاردینال جیووانی باتیستا، یکی از نزدیکترین مشاوران پاپ، برگزار شد و طبق خواست شخصی پاپ فرانسیس، از هرگونه تجملات غیرضروری پرهیز گردید. مراسم با قرائت دعای ویژه برای پاپ فقید آغاز شد و سپس سرودهای مذهبی لاتین و سخنرانیهایی از سوی نمایندگان ادیان مختلف جهان ادامه یافت.
رهبران مذهبی از کلیساهای ارتدکس، پروتستان، اسلام، یهودیت و بودیسم در این مراسم حضور داشتند، و این ترکیب نمادین از ادیان مختلف، دقیقاً بازتاب روحیه گفتوگو و وحدتی بود که پاپ فرانسیس در تمام دوران رهبریاش بر آن تأکید داشت.
در میان چهرههای سیاسی، رؤسای جمهور کشورهای اروپایی، نخستوزیران، پادشاهان، و همچنین دبیرکل سازمان ملل متحد حضور داشتند. رئیسجمهور آرژانتین نیز در سخنانی احساسی، پاپ را «فرزند افتخارآفرین ملت آرژانتین» نامید و از میراث او در دفاع از فقرزدایی و عدالت اجتماعی یاد کرد.
محل تدفین و وصیت پاپ
یکی از نکات جالبتوجه مراسم تدفین، محل دفن پاپ بود. برخلاف سنت دفن در زیر کلیسای سنت پیتر، پاپ فرانسیس در وصیتنامهاش درخواست کرده بود در کلیسای «سانتا ماریا ماجوره» به خاک سپرده شود؛ کلیسایی که همواره به آن عشق میورزید و پیش از هر سفر رسمی، به آنجا میرفت تا دعا کند.
تابوت او بسیار ساده و از چوب درخت سرو ساخته شده بود، بدون تزئینات طلایی یا نشانهای خاص، که نمادی از فروتنی و ایمان خالص او بهشمار میرفت. بر روی تابوت تنها یک صلیب ساده و کتاب مقدس قرار داشت.
پس از خاکسپاری، مردم تا ساعات پایانی شب در اطراف کلیسا حضور داشتند، شمع روشن کردند و برای پاپ دعا خواندند. حس مشترک در میان شرکتکنندگان و ناظران از سراسر جهان این بود که جهان، یکی از صادقترین صداهای خود را از دست داده است.
پاپ فرانسیس در حافظه تاریخ
پاپ فرانسیس تنها یک رهبر مذهبی نبود؛ او صدایی برای عدالت اجتماعی، صداقت اخلاقی و معنویت در دنیای معاصر بود. میراث او فراتر از ساختمانهای واتیکان و مناسک کلیسایی، در دلها و ذهنهایی باقی خواهد ماند که به او به عنوان الگویی از فروتنی، شجاعت و اصلاحطلبی نگاه میکنند. در تاریخ کلیسا، پاپها بسیاری آمده و رفتهاند، اما تعداد اندکی از آنان به اندازه فرانسیس، جریانساز و انسانمحور بودهاند.
مقایسه با پاپهای پیشین
در مقایسه با پاپ جان پل دوم که با کاریزما و سفرهای گستردهاش شناخته میشد، یا پاپ بندیکت شانزدهم که شخصیتی فلسفی و محافظهکار داشت، فرانسیس روایتی متفاوت از پاپی ارائه داد؛ روایتی که بر محور فروتنی، گفتوگو و نزدیکشدن به زندگی مردم عادی استوار بود.
او برخلاف برخی پاپهای پیشین که بیشتر به دفاع از دکترین کلیسا مشغول بودند، تلاش کرد بین سنتهای دینی و واقعیتهای دنیای مدرن نوعی «پل» بسازد. بسیاری از مؤمنان و حتی افراد غیردینی، او را «پاپ دلها» مینامیدند؛ نه به خاطر قدرتش، بلکه به دلیل انسانگراییاش.
در پروندههای حساس، مانند افشای سوءاستفادههای جنسی در کلیسا، پاپ فرانسیس موضعی صریح و بیسابقه اتخاذ کرد و برای نخستین بار اسقفهایی را برکنار کرد که در این پروندهها مسئولیت داشتند. این اقدامات، اگرچه با مقاومت مواجه شد، اما نشانگر اراده او برای بازسازی اعتماد مردم به کلیسا بود.
نقش او در آینده کلیسای کاتولیک
پاپ فرانسیس بسیاری از درهای بسته را گشود، اما در بسیاری موارد نیز روند تغییر را به شکلی آهسته و محتاطانه هدایت کرد. برخی از اصلاحات او در حد جهتگیریهای فکری باقی ماند، اما همین تغییر لحن و رویکرد، زمینهساز تحولات عمیقتری در آینده کلیسا خواهد بود.
با تأکید بر اصولی چون:
- رحمت به جای قضاوت
- گفتوگو به جای تقابل
- فروتنی به جای قدرتنمایی او الهامبخش نسلی تازه از روحانیون، فعالان مذهبی و حتی رهبران اجتماعی شد که دین را نه ابزار سلطه، بلکه زبان صلح و همدلی میدانند.
اگرچه هنوز زود است که تأثیرات نهایی دوران او را ارزیابی کنیم، اما یک چیز مسلم است: پاپ فرانسیس کلیسای کاتولیک را از دورهای پرچالش، بهسوی چشماندازی انسانیتر و جهانیتر هدایت کرد؛ چشماندازی که میراث او را تا سالهای طولانی زنده نگه خواهد داشت.
آنچه از پاپ فرانسیس باقی میماند
درگذشت پاپ فرانسیس، پایانی است بر فصلی مهم در تاریخ کلیسای کاتولیک؛ فصلی که با صداقت، فروتنی، تلاش برای اصلاح و همدلی با جهان همراه بود. اما این پایان، همزمان آغازی نو نیز هست—آغازی برای بازاندیشی در نقش دین در جهان امروز، برای تداوم گفتوگو میان ادیان، و برای تبدیل کلیسا به نهادی که نه فقط حافظ سنت، بلکه راهنمایی برای زندگی بهتر باشد.
فرانسیس نشان داد که پاپ بودن، بیش از آنکه منصبی رسمی باشد، مسئولیتی اخلاقی و انسانی است. او با سادهزیستی خود در مقابل تجملگرایی، با صداقت خود در مقابل فساد، و با آغوش بازش در مقابل انحصارطلبی، به جهانیان آموخت که رهبری دینی میتواند الهامبخش تحول اجتماعی نیز باشد.
اکنون که پیکر او در آرامش آرمیده است، صدایش هنوز در گوش تاریخ میپیچد: صدایی که همگان را به رحمت بهجای قضاوت، امید بهجای ترس و گفتوگو بهجای تعصب فراخواند.




یکی از معدود رهبرهای مذهبی بود که از ته دل طرفدار صلح و عدالت بود. جاش خیلی خالیه.
الکی مقدسش نکنین! فساد تو کلیسا بیداد میکرد و خودش هم بیتقصیر نبود!
من هیچ وقت پاپی به این روشنی و صمیمیت ندیدم
صدای انساندوستی بود. جهان امروز واقعاً بهش نیاز داشت
شماها فقط بلدین مظلومنمایی کنین. کلیسا یه نهاد پوسیدهست که باید منحل شه.
اولینبار بود از مرگ یه رهبر مذهبی واقعاً متأثر شدم. چه شخصیت الهامبخشی داشت.
کلیسا همیشه ابزار استعماره، چه فرانسیس باشه چه کس دیگه.
پاپ فرانسیس حتی برای ما غیردینیها هم محترم بود. روحت شاد مرد بزرگ.
دوست داشتم حرفاشو درباره محیط زیست بیشتر باز میکردین. اون سند Laudato Si’ خیلی تأثیرگذار بود.
معلوم نیست چندتا کودک قربانی همین کلیسا شدن. نباید فقط با مرگ، همهچیو فراموش کرد.
پاپ دلها بود، بدون شک. یادش با ما میمونه.